خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نويسنده وبلاگ
نیاز
زمان
آرشيو شده ها
آبان ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لينک دوستان
بابک سيستم
لوگوي دوستان
خبرنامه
آمار وبلاگ
|
آغاز به مردن
(ترجمه از احمد شاملو) |
گاهی وقتا،
توی زندگی آدما لحظه ای متولد می شه،
که روح آونا رو وسیع تر از آسمون و رقیق تر از بارون می کنه.
مثل وقتی که دل شون خیلی براش تنگ می شه.
این جور موقعا،
آدما حاضرن همه هستی شون رو بدن تا
بتوونن درست راس همون لحظه دلتنگی،اون فرد رو ببینن!
گاهی وقتا،
آدما خیلی از هم فاصله دارن،
چیزی حدود هزار سال نوری!
این جور موقعا،
حاضرن همه هستی شون رو بدن
تا
برای یک لحظه نزدیک هم باشن،
بتونن طعم صدای همدیگرو
مزه مزه کنن،
لهجه نگاه همدیگر و با تموم وجود حس کنن و....
گاهی وقتا،
آدما می توونن بعد از قرن ها،
برای چند لحظه،
دوست داشتنی ترین فرد
زندگی شون رو ببینن.
این جور موقعا،
حاضرن همه هستی شون رو بدن
تا
زمان برای همیشه متوقف بشه!
می خوام فقط یه چیزی رو بدونی،
فقط یه چیزو:
تمام گاهی وقتای زندگی آدما،
همیشه های زندگی منه!!!
پرستو عوض زاده


دلیل بعدیم به خاطر تولد یکی از دوستای خوبمه ،اونم کسی نیست به غیر از
بابک عزیز (پشتیبان وبلاگم)که تولدش با یه همچین روزی مصادف شده،تولدت
مبارک.امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق باشی.

همیشه مجبوری بایستی
چرا که،
زندگی چمدانی است که...
هیچ گاه درش کاملاً بسته نمی شود!!!
میلاد تهرانی

خداوندا دستانم خالی و دلم غرق آرزوست. یا به قدرت بیکرانت مرا توانا گردان
یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.
پيام هاي ديگران () link جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۸ - نیاز

الو ... الو... سلام
کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
پس چرا کسی جواب نمیده؟
یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...
هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا
باهام حرف بزنه گریه میکنما...
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟
نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من... چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.
کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...
بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...
کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۸ - نیاز
حرف دلت رو بزن!
ما فقط یکبار به دنیا می آییم و تو جاده زندگی نوشته "دور زدن ممنوع"
یه جایی خوندم که نوشته بود قلبها از حرفهای ناگفته بیشتر می شکنه تا حرفهای
گفته.این روزها هوا بهاریه و هنوز بوی عید می آید،تو هم دلت رو بهاری کن.پس بیا از
همین شروع سال نو نگذاریم حرفی ناگفته تو دلمون بمونه.اگه کسی رو دوست داری یا
حرفی تو دلته که باید بگی نگهش ندار،بگو بذار بدونه که دوسش داری.چرا هی خودت
رو سانسور می کنی.بعضی ها به همسر و مادر و پدر و حتی بچه هاشون هم نمی گن که
دوسشون دارن.اونا حاضرن از صبح تا شب صد مدل ویتامین و غذا و سرویس های
مختلف به بچه هاشون بدن ولی باور کن اگر یک نوازش،یک آغوش گرم،و یک جمله
دوستت دارم رو به اون ها بگن با تمام کارهایی که تا حالا براشون انجام دادن برابری می
کنه. فرقی نمی کنه اون شخص بچه باشه یا یک آدم 90 ساله.
ما آدم ها تشنه محبتیم و اینکه طرف مقابل بگه دارم می بینمت!تو دیده می شی!من
می فهممت!قدرت رو می
حالا قلم رو بردار و دو خط برای اونی که دوسش داری بنویس حتی غلط یا کودکانه.اگر نمی توونی بنویسی یک شاخه گل براش بخر.اگر این کار هم نتوونستی انجام بدی،برای اونی که دوسش داری دعا کن و موج مثبت بفرست این کم خرج ترین و زیباترین راه ابراز عشقه
مطمئن باش موقع دعا،فرشته ها این موج های مثبت رو به ساحل دلش می رسونن.باور نداری؟!امتحان کن! مینو مدنی،مجله موفقیت
امروز تولد یکی از دوستای خوبمه که از طریق همین وبلاگ باهاش آشنا شدم تنها
کاری که می توونستم واسه تولدش انجام بدم این بود که از طریق وبلاگم بهش
تبریک بگم.محمد عزیز تولدت مبارک امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق باشی و
به همه ی آرزوهات برسی.من نمی دوونستم چه جوری باید محبتهای تو رو
جبران کنم تنها راهی که به ذهنم رسید همین بود.تو روز تولد من انقدر منو
خوشحال کردی که حد نداشت من بلد نیستم مثله تو آدما رو غافلگیر کنم.با یه
دنیا آرزوی خوب برای 
دونم!
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸۸ - نیاز
1. در زندگی و معاشرت با دیگران ، نرمافزار باشیم ، نه سختافزار.
2. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی ، از سه کاراکتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده کنیم نه چیز دیگر.
3. هیچگاه قفل سیدی قلب مردم را نشکنیم که "تا توانی دلی به دست آور ، دل شکستن هنر نمیباشد".
4. چنانچه در کاری شکست خوردیم ، آن را "Shut Down" نکنیم بلکه آن را "Restart" کنیم..
5. برای مانیتور زندگیمان ، بکگراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.
6. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده کنیم.
7.برای حل اختلافات زناشویی ، روی گزینه " گذشت و ایثار "، دابل کلیک (Double click) کنیم.
8. برای فایلهای اسرار زندگیمان ، پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) کنیم.
9. همواره پیش از سخن گفتن ، سی پی یوی فکرمان را به کار بیندازیم.
10. بر صفحه مشکلات مردم ، کلید F1 باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (Help) کنیم.
11. اگر شخصیت ما بزرگ و والاست ، این نوع شخصیت ، نباید به ما اجازه دهد که
با هر کسی چت (Chat) کنیم و هر کسی با ما چت کند.
12. اگر از کسی بدی و کملطفی دیدیم ، آن را "Save" نکنیم بلکه آن را "Delete" نماییم
و حتی آن را از ریسایکلبین (Recyclebin) قلب مان کاملاً محو کنیم.
13. به دیگران اجازه ندهیم در "سی دی رام" زندگیمان هر نوع "سی دی" را که بخواهند ، قرار دهند.
14. خانه و دفتر کارمان ، به روی مردم نیازمند ، "Open" باشد.
15. برای حل اختلافات زناشویی ، روی گزینه " گذشت و ایثار"، دابل کلیک (Double click) کنیم.
16. تا حرف کسی تمام نشده ، اسپیکر (Speaker) خود را روشن نکنیم.
17. در سایت زندگی شخصیمان ، یک رُوم (Room) به نام
مشکلگشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) کنند.
18. هنگام مشاهده خوبیها و نیکیهای دیگران ،
بلافاصله کلید پرینت اسکرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.
19. فایلهای مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسکن (Scan) کنیم
تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند ، سریعاً مشخص شود.
20. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریکی زندگی دیگران ، کلید "Power " برای آنان باشیم.
21. نگذاریم هر کسی در رُوم (Room) زندگیمان چت نماید و در این صورت ، او را ایگنور (Ignore) کنیم.
22. چشمهای مان را به روی عیبهای پنهان مردم، "Close" کنیم.
23. گاه و بیگاه ، کامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) میکند که باید آن را
با " فکر "، " مشورت " و "برنامهریزی"، ریاستارت (Restart) کنیم.
24. برای کپی گرفتن از دیسکت زندگی دیگران ، نخست آن را ویروسیابی و سپس ویروسکشی کنیم.
25. مواظب باشیم که رایانه زندگی زناشوییمان ، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد
که در این صورت ، ممکن است هیچ آنتیویروسی نتواند آن را از بین ببرد.
26. فایلهای مهم زندگی خود را گاه به گاه ، اسکن (Scan) کنیم
تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند ، سریعاً مشخص شود.
27. اگر میخواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقاً تنظیم کنیم
و نباید بگذاریم که دیگران این کار را برای ما انجام دهند اگر چه میتوانیم در این زمینه ، با آنان مشورت کنیم.
28. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان ، پیشنمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده کنیم.
29. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ کرد ،
سه کلید " کنترل اعصاب "، " انصاف" و "دلیل عصبانیت" را بزنیم..
30. هارد مغز خود را از برنامههای غیرمفید ، پر نکنیم ، تا فضا را برای نصب برنامههای مفید ، تنگ ننماییم.
31. برای این که از دیدن مانیتور زندگی ، بیشتر لذت ببریم ، کارت گرافیک بالا برای آن تهیه کنیم.
32. اگر لازم است که مانیتور رایانه ما دارای رنگهای متنوع و متعدد باشد ،
ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم ، حتماً باید یکرنگ باشد.
30. در خطاطی کامپیوتری ، از برنامه "کِلْک" هم میتوانیم استفاده کنیم
اما در خطاطی زندگی، از برنامه "کَلَک" نباید استفاده کنیم.
34. بکوشیم تا خوش اخلاقی را به جای این که در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم ،
در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران ، آن را به کار گیریم.
35. در کیس (Case) مستکبران و زورمداران ، "سی دی رام" نباشیم بلکه "سی دی ناآرام" باشیم.
36. قانون کپیرایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمیدهد که سی دی بدیها و عیبهای دیگران را رایت کنیم.
37. در سایت زندگی ، همیشه لینکِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت ، فیلتر نگذاریم.
پيام هاي ديگران () link شنبه ۸ فروردین ،۱۳۸۸ - نیاز
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که در روز مبادا پارتی شون بشه
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که کلاشو وردارن
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که اوقات فراقتشونو پر کنه
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که ازش به عنوان سیاهی لشگر
استفاده کنن . بعضی ها دوست رو برای این میخوان که باهاش پز بدن
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که سنگ صبورشون بشه
یا به عبارتی کیسه ی بوکس روانیشون بشه ، تا عقده هاشونو روش خالی کنن
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که خواهرشو تور کنن و یا برعکس خواهر خودشونو بهش قالب کنن
بعضی ها دوست رو برای این میخوان که نردبان ترقی شون بشه
کمتر کسی پیدا میشه که دوست رو برای این بخواد که دوسش داشته باشه . نیگاش کنه و لذتشو ببره . از راه رفتنش ، صحبت کردنش خندیدنش ، و . . . کیف کنه . بدون هیچ چشم داشتی
اون آخری رو شما ندیدین ؟؟؟؟
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٧ - نیاز
تو احساسی به من دادی که وصفش(... )نقطه چین باشه
نمی دونی چقد خوبه اگر که عشق این باشه میلادتهرانی
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی،ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی....
It may not be Valentine’s Day everyday
Funny Valentine! Where are you?
How will you come to me?
In a red box, the softness of
A teddy bear or the tenderness of A kiss?
The security of a hug, the snug warm Feeling of love?
You seem sooo far away!
I think about you when I close my eyes
And even when I open them in the morning.
It may not be Valentine’s Day everyday
But with you. just know you r My love supply.
My Funny Valentine!
به جای نگاه کردن روی تابلو راه برویم!
هفته ی قبل قرار بود همراه خانواده یه مسافرت یک هفته ای بریم ،این هفته هم قرار بود نمایشگاه نقاشی بزارم.ولی بعضی وقتها زندگی اونجوری پیش نمی ره که آدم انتظارشو داره،واسه همه چیز کلی برنامه ریزی کرده بودم،اولش خیلی برام سخت بود که قبول کنم تمامه تدارکات و برنامه ریزی که کرده بودم بهم خورد،دوستام همه ناراحتتر از خودم بودن،ولی بعد فکر کردم شاید قسمت نبوده به هرحال تصمیم گرفتم نقاشیامو بزارم تو یاهو 360 که حداقل بتوونم نظردوستامو در مورد کارام بدونم و بتوونم از نظراتشون تو بالا بردن کیفیت کارام کمک بگیرم.
http://blog.360.yahoo.com/blog-pP6y2O0_RLW2L8zF_M9_2w--?cq=1
زندگی هر انسانی همانند یک تابلوی نقاشی است که بعضی اوقات به جای فقط نگاه کردن باید روی آن راه رفت!
ما خیلی از مواقع یادمان می رود آن چه به عنوان زندگی پیش رویمان می بینیم در واقع یکی از هزاران تابلویی است که خالق هستی به طور لحظه به لحظه در حال نقاشی و ساختن آن است.ما فقط برای مدت کوتاهی به اندازه عمر خود دعوت شده ایم تا از تابلوهای مختلفی که در نمایشگاه اختصاصی زندگی مان قرار داده شده است دیدن کنیم.ما نباید هرگز خود را با تابلو یکی بدانیم.آنچه مقابل خود به عنوان زندگی می بینیم چیزی بیشتر از یک تابلو نیست.اما قاعده بازی زندگی این است که در هر لحظه یک تابلو مقابل چشمان ما قرار می گیرد،نه برای تماشا بلکه برای راه رفتن و قدم زدن روی آن.به زبان ساده اگر زندگی گاهی بر ما خیلی سخت می گیرد و شرایط همگی علیه ما به نظر می رسند،هرگز نباید این سختی و دشواری را با خود یکی بدانیم و آن را ابدی تصور کنیم.زندگی سخت فقط یکی از هزاران تابلویی است که در مسیر حیات خود تجربه می کنیم.ما باید یاد بگیریم که هرچه مقابلمان ظاهر می شود یکی از تابلوهای نقاش بزرگ هستی بدانیم و با شوق و شور در آن قدم بزنیم و در لابه لای نقاشی به دنبال مسیر نگاه نقاش بگردیم.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٧ - نیاز
وقتی پاییز میشه، ما آدمها خوشمون میاد که پا روی برگها بذاریم و صدای خش خش اونا رو بشنویم و لذت ببریم!
برگ یه روزی تمام زندگی درخت بوده! همه عشقش و همه امیدش! درخت همه ی شیره ی جونش رو به برگ می داد تا سبز بمونه و ازش جدا نشه! آب و باد و خاک و همه و همه به درخت کمک می کردند و برگ زندگی شاهانه ای داشت.
خستگی تو کارش نبود! چون هر وقت که دلش می گرفت دستش رو دراز می کرد و خدا رو تو آسمون لمس می کرد! یا هر وقتی که خسته تر می شد، با غرور از بالا به آدمها نگاه می کرد و به نظرش چقدر آدمها پست و کوچیک بودن!
همه چیز قشنگ بود تا اینکه پاییز رسید!
درخت از برگ خسته شد و دیگه براش سبزی برگ جذاب و زیبا نبود! برگ پیر شده بود و درخت دیگه نمی تونست سنگینیش رو تحمل کنه! این شد که دیگه شیره ی جونش اون قوت همیشگی رو نداشت! چون دیگه با عشق به برگ داده نمی شد!
برگ این رو فهمید! دلگیر شد و افسرده! اما کاری از دستش بر نمی اومد! سعی کرد بارش رو از رو دوش درخت کم کنه! اما کم کم دیگه درخت برگ رو ندید و چیزی نبود که به برگ بده!
برگ پژمرد! افسرد! خشکید و افتاد!
ما آدمها افتادن برگ رو نشونه ی زیبایی زمین گرفتیم و اسمش رو گذاشتیم جشن برگریزان!
زمین پر از برگهایی بود که از اوج به زمین افتاده بودند! درخت ازشون بریده بود! حتی باد اونها رو به هر طرف مینداخت! بارون اونها رو خیس می کرد و آفتاب اونها رو می پوسوند! دیگه هیچکس برگ رو دوست نداشت!
برگ از اوج به دره افتاده بود و همه راضی بودند!
ما آدمها هم راضی هستیم از اینکه پا روی برگها می ذاریم و صدای شکسته شدنشون رو می شنویم و لذت می بریم!
اما می دونید برگ چیکار می کنه؟!
برگ هنوز عاشق درخته! اون نمی تونه محبتهای درخت رو فراموش کنه و زحمتهای باد و بارون و خورشید رو! برگ نمی تونه از درخت دل بکنه! اما دیگه زمستون داره تموم میشه و وقت جوونه زدن درخته! وقت اومدن معشوقه های تازه ی درخت!
اینه که برگ می پوسه و می پوسه و می پوسه و میشه قوت خاک! میشه کود! میشه غذای درخت! میشه شیره ای که توی وجود درخته و حالا باید توی رگهای معشوقه های جوونش بره!
برگ می پوسه و خودش رو به پای درخت می ریزه تا درخت راضی باشه و زندگی خوبی رو با معشوقه های جدیدش داشته باشه!
درخت از برگ خسته شده؛ پاییز بهانه است....
پيام هاي ديگران () link جمعه ۸ شهریور ،۱۳۸٧ - نیاز

